سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
هر که خود رأى گردید به هلاکت رسید ، و هر که با مردمان رأى بر انداخت خود را در خرد آنان شریک ساخت . [نهج البلاغه]
بنام خداوند بخشنده مهربان

مقدمه

شرایــط جهـان امـروز و پیچیـدگـی و توسعـه نیازهـا و ورود به عصر دانـایی و بهره‌منـدی از خرد جمعی،‌ اقتضا می‌کند تا دو نهاد مقدس خانواده و مدرسه به صورت هدفمند و سازمان یافته ، با شناخت کافی از مسائل تعلیم و تربیت ، نقش و حقوق متقابل ، با بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و توان یکدیگر و جامعه و جهان ، زمینه مناسبتری را نسبت به تربیت صحیح انسان‌های متعالی فراهم نمایند. در مدیریت مدارس امروز ضرورت حضور مؤثر اولیا در فرآیند تعلیم و تربیت بر کسی پوشیده نیست و اهمیت آن تا بدانجا است که مقام معظم رهبری فرموده‌اند : « اگر ما خانه و مدرسه را از نظر تعلیم و تربیت به یکدیگر متصل کنیم ، پیوندی مبارک انجام داده‌ایم که اگر به صورت کامل صورت گیرد کار مهمی است » اما علیرغم اینکه در اساسنامه یکی از وظائف سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان« ایجاد زمینه برای افزایش فعالیت‌های انجمن مدارس » و تشکیل شورایعالی انجمن به عنوان یکی از ارکان نام برده شده است و در قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش و آئین نامه اجرایی ، ضرورت حضور نمایندگان اولیا در این شورا مانند شورایعالی انجمـن تأکیـد گردیده است . اما برخی کاستی‌ها و نارسائی‌ها و نبود پشتوانه‌های قانونی و ساختار و رویکرد سیستمی جامع برای حضور این نمایندگان در مراجع سیاستگذاری و اتخاذ تصمیم‌های محلی و ملی و پل ارتباطی بین انجمن مدرسه با منطقه و استان ، زمینه‌های پویایی و بالندگی و افزایش فعالیت‌های آنان را تحدید نموده است . خاستگاه ایـن افزایش در زمینه‌های علمی ، فرهنگی ، آموزشی ، اجتماعی و امور رفاهی جهت تحقق اهداف تعلیم و تربیت و حلقه مفقوده راه ارتباطی با شوراها و شورایعالی انجمن ایجاب می‌کند تا اصول چهارگانه تمرکز زدایی ، جلب مشارکت، واگذاری اختیارات و  انعطاف پذیری بعنوان یک سیاست راهبردی تلقی گردد.
سازمان مرکزی انجمن حسب وظیفه خود برای رفع نارسائیها و خلاء‌های موجود و تحکیم همکاریها از یک سو و حضور تعریف شده ، دائمی ، فعال و نهادینه اولیا در فرآیند مدیریت ، برنامه‌ریزی ، تصمیم گیری از سوی دیگر مصمم به ایجاد اصلاحاتی در ساختار انجمن گردید که پس از طرح موضوع در شورای عالی آموزش و پرورش ، ماده واحده‌ای در جلسه 742 مورخ 24/11/85 تصویب و مجوز تشکیل شوراهای انجمن را در سطح استانها و مناطق اخذ نمود
.

انتظـار می‌رود با تشکیـل این شوراهـا ، عـزم جـدی در وزارت آمـوزش و پرورش به ویژه سازمان مرکزی در بهره‌مندی از توانمندیها و ظرفیت‌های فکری ‌تخصصی ، مشورتی نمایندگان اولیا و تفویض اختیار بیشتر به آنان گامهای عملی بیشتری برداشته شود.

«ماده واحده»

   « سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان بارعایت اصل تعامل با شوراهای آموزش و پرورش و عدم تداخل در شرح وظایف آنها ،می‌تواند شوراهای انجمن اولیا و مربیان را در سطح استان ، شهرستان و منطقه با ترکیبو وظایفی که به تصویب شورای عالی انجمن اولیا و مربیان می‌رسد تشکیل دهد»1

 

ماده 1- تعریف :

به منظور توسعه فعالیت‌های انجمن اولیا و مربیان و بهـره‌منـدی ‌مناسب از مشارکت‌های فکری وتخصصی آنـان در توسعـه بـرنامه‌ریـزی‌هـای منطقه‌ای ، شورایی بـا عنـوان   « شورای انجمـن اولیا و مربیان تشکیل می‌گردد.

ماده 2- اهداف :

ایـن شوراهـا علاوه بر ایجاد زمینه و تسهیلات در جهت تحقق اهداف انجمن‌های اولیا و مربیان مدارس منطبق با اساسنامه در راستای اهداف ذیل نیز تلاش و برنامه‌ریزی خواهند نمود.

1ـ افزایش نقش اولیا دانش آموزان دربرنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درراستای مأموریت‌های انجمن

2ـ افزایش نقش مدیران در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در راستای ارتقای مأموریت‌های انجمن

3ـ تحکیم و توسعه نقش خیّرین ، کارشناسان و مسئولان استان در حوزه‌های مرتبط بافعالیت‌های انجمن

4ـ ارتقاء سطح کمی و کیفی برنامه‌ها و فعالیت‌های انجمن و ایجاد هماهنگی و ارتباط لازم با متولیان تعلیم و تربیت

5ـ ایجاد زمینه‌های نظارت عمومی اولیا و مربیان بر عملکرد و برنامه‌های انجمن.

6ـ تبادل تجارب ، اشاعه نوآوری و خلاقیت در سطوح ستادی و اجرایی

7ـ توسعه تعامل با شوراهای آموزش و پرورش و برقراری ارتباط با سازمانها و نهادهای مرتبط با مأموریت‌های انجمن

 

ماده 3ـ ترکیب اعضا شورای انجمن اولیا و مربیان استان:

1ـ رئیس سازمان آموزش و پرورش ( رئیس شورا)

2ـ معاون پرورشی و تربیت بدنی

3ـ معاون پشتیبانی

4ـ کارشناس مسئول انجمن اولیا و مربیان( دبیر شورا )

5ـ تعداد سه نفر از اولیا ، عضو شوراهای انجمن مناطق

6ـ سه نفر از نمایندگان مدیران عضو شوراهای انجمن مناطق

7ـ یک نفر صاحب نظر در زمینه آموزش خانواده

8ـ یک نفر صاحب نظر و متخصص از مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده(اولویت با  پزشک خانواده، پزشک متخصص ، مشاور خانواده ، روان‌شناس متخصص می‌باشد.)

9ـ مدیرکل امور اجتماعی استانداری

10ـ رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز استان

11ـ یک نفر از روحانیون آشنا به مسائل تعلیم و تربیت

ماده 4ـ وظائف شورای انجمن اولیا و مربیان استان:

1ـ برنامه‌ریزی به منظور آشنایی بیشتر اولیا نسبت به وظایف خویش در قبال فرزندانشان و هماهنگی آنها با برنامه‌های مدارس 

2ـ برنامه‌ریزی به منظور توسعه و تعمیق آموزش خانواده و افزایش آگاهی اولیا ، نسبت به وظایف متقابل خانواده ، آموزش و پرورش و جامعه

3ـ برنامه‌ریزی به منظور افزایش کارآیی و اثربخشی شوراهای انجمن مناطق

4ـ برنامه‌ریزی به منظور ایجاد زمینه توسعه و تقویت مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده

5ـ شناسایی و بررسی روش‌های مختلف جذب و ساماندهی تخصص‌ها و مهارتها و امکانات مردمی و ارائه راه‌کارهای مناسب جهت استفاده از آنها

6ـ ارائه روش‌های جذب کمک‌های مالی اولیا به شورای آموزش و پروش و هدایتشوراهای انجمن مناطق جهت نظارت بر اجرای تصمیمات اتخاذ شده .

7ـ نظارت بر برنامه‌ها و فعالیت‌های شوراهای انجمن مناطق و ارزیابی عملکرد آنها

8ـ بررسی مسائل و مشکلات ، طرحها و برنامه‌های پیشنهادی شوراهای انجمن مناطق

9ـ فراهم نمودن زمینه‌های همکاری با اشخاص حقیقی و حقوقی و سازمان‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی به منظور تقویت فعالیت‌های انجمن‌‌ها

10ـ انتخاب و معرفی نمایندگان اولیا برای عضویت در شورای آموزش و پرورش استان و شورای نظارت بر مدارس غیر انتفاعی و شوراهایی که فعالیت آنها به نوعی مرتبط با مأموریت انجمن است .

11ـ تعیین خط مشی‌های مناسب به منظور بهره‌گیری از امکانات پرورشی ، سرویس رفت و آمد مدارس ، امورتفریحی و رفاهی دانش آموزان

12ـ ارائه برنامه‌ها ، پیشنهادها وگزارش عملکرد به سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان

ماده 5ـ جلسات شورا حداقل هر دوماه یک بار با دعوت کتبی دبیر شورا تشکیل خواهد شد.

ماده 6ـ اعضا شورای انجمن برای مدت دو سال انتخاب شده و با حکم رئیس شورا مشغول به کار می‌شوند.

تبصره ـ احکام رئیس و دبیر شورا از سوی سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان صادر می‌گردد.

ماده 7ـ ترکیب شورای انجمن اولیا و مربیان شهرستان /منطقه/ناحی

1ـ مدیر یا رئیس آموزش و پرورش ( رئیس شورا)

2ـ معاون پرورشی و تربیت بدنی یا مسئول امور تربیتی

3ـ معاون پشتیبانی

4ـ کارشناس انجمن اولیا و مربیان (دبیر شورا)

5ـ سه نفر از نمایندگان اولیا دانش آموزان ، عضو انجمن‌های اولیا و مربیان مدارس

6ـ سه نفر از نمایندگان مدیران واحدهای آموزشی

7ـ یک نفر از مدرسان آموزش خانواده

8ـ یک نفر از مشاوران مرکز راهنمایی و مشاوره خانواده یا یک نفر صاحب نظر یا پزشک خانواده

9ـ مسئول امور اجتماعی فرمانداری یا بخشداری

10ـ رئیس مجمع خیّرین مدرسه ساز یا یک نفر ازخیّرین

11ـ یک نفر از روحانیون آشنا به مسائل تعلیم و تربیت

ماده 8 ـ وظایف شورای انجمن اولیا و مربیان شهرستان/منطقه/ناحیه
1ـ نظارت بر انتخابات و فعالیت‌های انجمن اولیا و مربیان مدارس و ارزیابی از عملکرد آنها

2ـ  برنامه ریزی و ساماندهی کلاس‌های آموزش خانواده و آموزش اعضا انجمن‌ها

3ـ برنامه‌ریزی به منظور جذب تخصص‌ها ، مهارتها و کمک‌های اولیا 

4ـ ارائه پیشنهاد به شورای آموزش و پرورش مربوطه ، جهت ساماندهـی کمک‌های اولیا ، و نظارت بر نحوه هزینه کرد آن در واحدهای آموزشی

5ـ بررسی شیوه‌های مناسب جهت شناسایی مسائل و مشکلات تربیتی ، تحصیلی و برنامه‌ریزی برای رفع آن ، و استفاده مؤثر از مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده

6ـ بررسی مسائل و مشکلات و طرحها و برنامه‌های پیشنهادی انجمن اولیا و مربیان مدارس.

7ـ تعیین راهکارهای مناسب جهت استفاده بهینه از امکانات پرورشی ، سرویس رفت وآمد مدارس ، امور و برنامه‌های تفریحی و رفاهی دانش آموزان

8ـ انتخاب و معرفی نمایندگان اولیا جهت عضویت در شورای آموزش و پرورش و شوراهایی که فعالیت آنها به نوعی مرتبط با مأموریت انجمن است .

9ـ ارائه طرح‌ها و برنامه‌های ابتکاری به همراه گزارش عملکرد به شورای انجمن اولیا و مربیان استان

10ـ برقراری ارتباط با اشخاص،سازمانها و نهادهای دولتی وغیردولتی مرتبط با مأموریت‌های انجمن

ماده 9 ـ اعضاء شورای انجمن برای مدت 2 سال انتخاب و با حکم مدیر یا رئیس آموزش و پرورش مشغول به کار خواهند شد.

 تبصره ـ احکام رئیس و دبیر شورا از سوی سازمان آموزش و پرورش استان صادر می‌گردد.

ماده 10ـ جلسات شورای انجمن با حضور رئیس شورا به صورت هر ماه یک بار با دعوت کتبی دبیر شورا تشکیل می‌گردد.

سایر موارد :

ماده 11 ـ شوراهای انجمن می‌توانند کارگروه‌های تخصصی را تشکیل داده و حدود وظایف   هریک از آنها را تعیین نمایند.

ماده 12ـ جلسات شورا با حضور نصف به علاوه یک اعضا رسمیت یافته و مصوبات آن با تصویب دوسوم  اعضای حاضر، قابل اجرا خواهد بود.

ماده 13ـ درصورت ضرورت با پیشنهاد اعضا و موافقت رئیس شورا جلسه فوق العاده تشکیل می‌شود.

ماده 14 ـ رئیس شورا می‌تواند متناسب با موضوع و یا به پیشنهاد اعضا افراد صاحب نظر را برای شرکت در جلسات دعوت ویا نمایند.

ماده 15 ـ وظایف دبیرشورا :

1ـ تنظیم جدول زمان‌بندی جلسات شورا و ابلاغ آن به اعضا

2ـ تعیین دستور جلسات با هماهنگی رئیس شورا و ثبت صورتجلسات

3ـ پیگیری مصوبات شورا

4ـ تهیه و تنظیم گزارش‌های تفصیلی و برنامه‌های شورا

ماده 16ـ محورمذاکرات و مصوبات شورا باید با اهداف و وظایف مندرج در اساسنامه سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان ، بخش‌نامه‌های صادره و قوانین وزارت آموزش و پرورش انطباق داشته باشد.

ماده 17ـ مدت اجرای آزمایشی این آئین نامه 3 سال خواهد بود و آئین نامه نهایی پس از ارزشیابی و اصلاحات احتمالی ابلاغ خواهد شد.

ماده 18ـ دستورالعمل‌های این آیین نامه توسط سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان تهیه و ابلاغ می‌شود.

 

 


  
  

نقش پدر و مادر در تربیت فرزند

وظیف? یک پدر مسلما با مال مادر فرق می کند و در مراحلی که بچه ها خیلی کوچک هستند پدر مطلقا وظیفه نسبت به آنها ندارد . فقط غریز? مادری است که به زن این نبوغ مخصوص را برای پرورش بچه های کوچک اعطا می کند و دست های زنان? او معمولا بهتر از مال مرد می تواند با حرکات ظریف و پر حوصل? خود بچه ها را بار بیاورند . ولی نباید مواظبت و پرورش بچه های کوچک در نظر پدر آنقدر مضحک جلوه کند که او را مانع شود حتی در مواقعی که همسرش به عللی از انجام وظایف خود معذور و یا مریض است ، وظیف? او را شخصا به عهده بگیرد . چون مردها هم وقتی احتیاج پیدا کنند بلدند که خیلی ظریف و دقیق کار کنند . اگر مردی که یک روز زنش را خسته می بیند همت کند و مثلا سر پستانک را به دهان بچه بگذارد و یا او را ساعتی گردش دهد علاوه بر اینکه به همسرش کمک کرده و کار مفیدی انجام داده مراتب عشق و صمیمیت خود را نیز با این عمل به زنش ابراز داشته است .

اگر مرد گاهی از اوقات فراغت خود را صرف چنین کارهائی کند همان طور که گفته شد علاوه بر تشریک مساعی با همسرش در ضمن بیشتر با طفل خود مانوس می شود و به او عادت می کند و چون او را از نزدیک می بیند ، خوب نگاه می کند و دقیق تر متوج? او می شود و بیشتر محبت او را به دل می گیرد و دیگر مثل سابق بچ? خود را مثل موجود غریبه ای که فقط فریادهایش آرامش او را به هم می زند در نظر نمی آورد بلکه با توجه به نیرو و هوش و شعف بچه خود موجودیت او را در می یابد و این آشنایی برای سنین بعدی طفل خیلی مفید است .

بچه نیز به نوب? خود با پدرش مانوس می شود و دیگر او را مثل موجود ترسناکی که هر چند یک بار در خانه ظاهر می شود در نظر مجسم نمی کند و در حقیقت این تماس نزدیک اطمینان خاصی در او به وجود می آورد و باعث می شود پدرش را از مادر تشخیص دهد ، به حرکات مخصوص او عادت کند و به عبارت دیگر به او کمک کند تا از حصار محکمی که شیوه ها و طرز تربیت مادری به دور او به وجود آورده اند ، خارج شود .

وقتی پدری اینقدر اراده به خرج داد تا موقعی که طفلش خیلی کوچک هست به این طریق کمی با او طرح آشنائی بریزد ، چندین سال بعد به آسانی خواهد توانست وظیف? خود را در مورد تربیت او به طرز موثر و مفیدی به عمل آورد .

بد نیست این را هم اینجا متذکر شویم که بعضی از زن ها با نبوغ خاصی که دارند شوهر خود را در منزل تبدیل به ( پرستار ) بچه می کنند چه اشتباه بزرگی ... فورا خاطر نشان کنیم که منظور ما هرگز چنین چیزی نیست ، مرد هیچگاه نباید در زندگی خانوادگی جانشین زن شود و رل او را در مورد اطفال به عهده بگیرد و کمک کردن به زن خانه نباید چنین شیو? غلطی را پیش پای مرد بگذارد .

من فکر می کنم که مرد به طرز مرتبی این وظیفه را به عهده بگیرد ولی فقط در مواقعی که ایجاب می کند وارد مرحله عمل شود و در آن موقع وظیف? خود را با خوش اخلاقی و اراد? قوی برای آشنایی با دنیای جدیدی که تا به حال از آن خبری نداشته است انجام دهد .

چنانچه مرد به خوبی قادر باشد در این مورد دل بدهد ، به آسانی خواهد توانست موجبات خوشحالی و رضایت خود را فراهم کند ، اگر شرایط هیچ گاه چنین موقعیتی را برای شما به وجود نیاورده اند نباید خیال کنید که برای همیشه از دخالت در امور پرورش طفل خود معاف هستید .

اولین دخالت موثری که شما می توانید به عمل آورید کمک کردن به همسر خود در مورد تربیت اطفال می باشد . بارها برایتان پیش می آید که وقتی از کار خود مراجعت می کنید همسرتان که از کار روزانه خسته و درمانده شده با یک دنیا اوقات تلخی شکایت می کند که بچه های شما چنین و چنان و بالاخره غیر قابل تحمل هستند خیلی از پدرها هستند که در این موقع تبدیل به یک دیو خشمناک می شوند و با فریادها و داد و بیدادهای دیوانه کننده که بدتر اهل منزل را عصبی می کند به خیال خود وظیف? تربیتی یک پدر مقتدر را انجام می دهند هیچ گاه به این طریق اقدام نکنید و تحت تاثیر غضب و خشم خود به غرش نیفتید . اگر بچه های شما واقعا ناراحت کننده هستند خیلی آرام و بی سرو صدا با همسر خود مشورت کنید تا دلیل آن را بیابید و در رفع آن اقدام کنید . و اغلب هم اتفاق می افتد که زن پس از این که به این طریق عقد? شکایت خود را نزد شما باز کرد و حالت طبیعی خود را بازیافت و آن خشم موقتی از بین رفت خودش شخصا به طریق عاقلانه همه چیز را مرتب می کند و متوجه می شود که این سرزنش ها و شکایات که در اثر خستگی و بی حوصلگی خود او بزرگ شده اند در واقع اساس محکمی ندارند و حتی بعد از اینکه کسی را هم ناراحت کرد از خوبی ها و خوشمزگی های بچه ها نیز برای شما تعریف می کند اما چنانچه یکی از بچه ها واقعا عملی انجام داده که دخالت شما ضروری به نظر می رسد با کمال اراده ولی با آرامش وظیف? خود را انجام دهید .

showimage

گاهی اوقات قضیه بر عکس می شود و بچه ای که در نزد شما خیلی عاقل و سر به راه بوده به مجرد این که پای شما به منزل می رسد بنای کج خلقی را می گذارد . ممکن است این بچه طفل منحصر به فرد خانواده باشد که خیلی به مادرش مانوس می باشد و یا اصلا مجموع بچه ها باشند که در نظر شما مثل یک دست? وحشی و لجباز جلوه کنند معهذا در بدو ورود شما مادرشان به شما تاکید کرده که آنها امروز خیلی عاقل و سر به راه بوده اند . اما شما باور نمی کنید و همسر خود را سرزنش می کنید که بلد نیست بچه های خود را تربیت کند و چون او را عاجز از این کار تصور می کنید شخصا زمام امور را به دست می گیرید و ناگهان باران فرامین و دستورها که احیانا ممکن است با توسری و لگد هم همراه باشند به سر آنها می بارد . آرامش حکمفرما می شود در یک محیط گریه آلود ، اخم و ناله و در یک فضائی که مثل میدان های نبرد بعد از خاتم? کشتار و نزاع می باشد همه چیز ساکت می شود و شما به خود می بالید که این آرامش در اثر قدرت و شخصیت شما به وجود آمده است ، شما دارای نیروهای جسمانی و قدرت حاکمیت هستید ، شما جذب? پدرانه و صدای کلفت و ترسناک دارید و با استفاده از آنها غائله را فرو نشانده اید که علت این جریانات چه بوده است . آیا عاقلانه تر به نظر نمی رسد اگر سعی می کردید علت ناراحتی و تحمل ناپذیری بچه های خود را درک کنید ؟ اینجا یک موضوع روانی پیش می آید خیلی از بچه ها هستند که در کنار مادر یا پدر خود خیلی مطیع و سر به راه هستند ولی به مجرد این که آن دو را با هم می بینند نمی توانند آرام باشند و دلشان می خواهد صلح و صفای آنها را به هم بزنند . در این موقع است که هر یک از آنها تقصیر را به گردن دیگری می اندازد و معتقد می شود که همسرش از انجام رل خود در مورد تربیت اطفال عاجز است . وقتی که همسرتان به یکی از بچه ها دستوری می دهد فورا برای تاکید آن شما هم وارد صحبت نشوید . چون این کار شما به بچه وانمود می کند که مادرشان قدرت لازمه را در اختیار ندارد و روی این اصل از اطاعت دستورات او تا آنجا که بتوانند سرپیچی می کنند . موافقت خود را غیر مستقیم به رخ بچه ها بکشید ولی دخالت واضح در کار همسرتان نکنید و اگر هم دخالتی می کنید خیلی به آرامی و متانت باشد که فقط دستور مادر را به بچه ها یادآوری کنید و به بچه ها وانمود کنید که اجرای این دستور را به حساب خود می گذارید .

مادر هیچ گاه نباید در مقابل بچه هایش ضعیف قلمداد شود در رفتار خود طوری دقت کنید که مبادا چنین حالتی به همسر خود بدهید . از او انتقاد نکنید ، به باد مسخره اش نگیرید . بر عکس او را احترام بگذارید و ارزش برای او قائل بشوید . آن وقت خواهید دید که بچه ها نیز جز این نخواهند کرد . اگر نسیت به همسرتان مودب و متواضع باشید بچه ها نیز همانطور خواهند بود اگر تشدد و تغیر و احیانا کلمات رکیک جواب بدهید بچه ها نیز به قول معروف از حرف های شما « شیر » می شوند و حرف های او را به پشیزی نمی خرند . اگر شما شخصا همسرتان را مورد احترام قرار دهید وی از طرف بچه ها نیز محترم شمرده خواهد شد . اشتباه نکنید ، بخاطر فریادهای شما نیست که بچه ها از مادرشان اطاعت می کنند برعکس این تواضع شما تسلی به اوست که آنها را هم وادار به چنین عکس العملی می کند . اگر اتفاقا بعضی اختلافات با همسرتان دارید محض رضای خدا حساب خود را جلو بچه ها با او تصفیه نکنید چون بچه ها از کوچکترین حرکت نامعقول شما نسبت به مادرشان استفاده کرده و برای سرپیچی از دستورات او خود را مجاز خواهند دانست و این البته خوب نیست . اگر هم احیانا مخالفت شما بالا کشید و منجر به دعوا و مرافعه شد به خاطر داشته باشید که بچه ها گناهی نکرده اند که از این وقایع ناگوار رنج ببرند و به هر حال روی دوستی و محبتی که به پدر و مادر خود دارند ناگزیر طرف یکی از آنها را خواهند گرفت و آن وقت کار به جاهای خطرناک می رسد

راجع به اقتدار پدری باید بگویم وقتی خیلی به روی چیزهای جزئی تکیه کنید دیگر برنده نخواهید بود و این است که ما معتقدیم تماس پدر با بچه از دوره های خیلی پایین ضروری است و برای تربیت بعدی او مفید خواهد بود .

بعد می رسیم تا به موقعی که بچ? شما به زمان بلوغ می رسد یعنی موقعی که نه فقط اندامش بلکه روحیه و افکارش نیز تغییر شکل می یابد و عادت بچه گانه را به نفع شخصیت دائمی و آیند ? خود باید دور بریزد . تغییرات جسمی گاهی مدت های دراز طول می کشد ، آیا تعجب آور نخواهد بود که مدت تغییرات تکامل روحی بچه بیش از اینها طولانی باشد ، اگر شما در عین حال قدرت خود و اعتماد بچه را توانسته باشید با هم حفظ کنید ، خواهید دید که اثر شما در این موقع روی او بی اندازه عظیم خواهد بود . اگر توانسته باشید کاری کنید که او در عین حال هم شما را تحسین کند و هم شما را دوست بدارد آن وقت قطعا حرکات و رفتار شما را تقلید خواهد کرد و شما می توانید به طرز موثری در تغییر روحی? او نفوذ کنید . ولی فراموش نکنید برای این که چنین امری صورت عمل به خود بگیرد باید شما را دوست بدارد و هم مورد تحسین و اعجاب او باشید .

حسن تحسین و احترام بچه بیشتر از بابت اعتماد به نفس شما ، ثابت بودن خصوصیات اخلاقی ، راستی و صداقت ، شهامت در کار و زندگی و گرفتاری های روزانه و پیش آمدها ، استحکام اراد? شما و بالاخره تطابق این عوامل با هدف هائی که در زندگی مورد نظر شما بوده است ، ایجاد می شود و الا نیروی جسمانی شما چندان تاثیری در روی اطفالتان نخواهد داشت . اگر خود را ضعیف و ناتوان نشان داده اید از هر چیز بی خود و کم اهمیت می نالید و اظهار شکوه و شکایت می کنید و بالاخره اگر زندگی مردان? شما چندان درخشان نبوده است ، بچ? شما هم خود به خود متاسف خواهد بود و شما هم امیدوار باشید که سرمشق خوبی برای او به شمار روید و راهنمای زندگی او باشید بهتر این است که قبل از تربیت زندگی وی به خود برسید و نظمی در کارهای خود ایجاد کنید او باید در شما یک نیروی غیر قابل لغزش و یک پناهگاه محکمی بیابد که حس اعتماد و اطمینان او را به سوی شما متوجه کند . اگر شما موفق به جلب اعتماد او شوید هزاران سوال از شما می کند که او را برای شناسائی خودش کمک خواهد کرد و در نتیجه می تواند شخصا معلومات عمومی خود را توسعه داده نقائص خود را اصلاح کند . این مسئله خیلی مهم است چون از این به بعد باید کم کم او را در جهت استقلال فکری و شخصی به راه انداخت و اگر او به شما اعتماد دارد شما هم باید متقابلا او را مورد اعتماد خودتان بدانید .

بدون شک ، هنوز اوقاتی می رسد که شما را با رفتار ، با کار ، با سستی خود متاسف می کند اما شما با دقت زیاد دهانه را محکم در دست داشته باشید بدون اینکه آن را به عقب بکشید . در هر روز باید نسبت به روز گذشته قدمی رو به طرقی برداشته شده باشد متعجب نشوید اگر گاهی اوقات بعضی عقب رفتگی های موقتی مشاهده می کنید این موضوع اگر مسیر واقعی تکامل طفل حدودی داشته باشد هیچ اهمیتی ندارد .

به حرف های خود دقت کنید . نگذارید که نزد او تحت تاثیر احساسات خود به انجام بعضی کارهائی که از آنها خوششان می آید ولی اصولا لطفی ندارد اقدام کنید ، از شوخی های هرزه و ناباب خودداری کنید چون بچه در این موقع خیلی روی کلمات تکیه می کند .

اگر شما مرتب اظهار عجز می کنید ، به مجرد اینکه پایتان به خانه می رسد از زمین و آسمان بد می گوئید همه را متهم می کنید از هر چیز بی مقدار و هر اتفاق کوچکی که ممکن است برای هم? افراد بشر صد در صد پیش بیاید شکایت می کنید که بدون اینکه حتی یک بار هم از لذائذ و شور و شعف های زندگی برای او تعریف کنید چطور می خواهید که وی دغدغ? خاطر و با حواس جمع و خاطر آسوده و بالاخره با شهامت و دلبستگی قدم در راه زندگی گذارده و با خوشبختی مشکلات را از پیش پای خود بردارد ؟

چه قدر اشخاص هستند که به من اقرار کرده اند علت ترس و همچنین عدم شهامت آنها در زندگانی فقط وفقط مربوط به این بوده است که از موقعی که خیلی کوچک بوده اند همیشه صحن? زندگی را از خلال ناله ها و شکایات و اظهار عجز و ناتوانی های پدر خود تماشا کرده اند و حتی یک بار هم یک نظر موافق و خوشبین از طرف او ندیده اند .

آن وقت با این ترتیب پدرها چطور دلشان می خواهد که بچه هایشان در زندگی از آنها سرمشق بگیرند ؟ بنابراین سعی کنید که هر چه بیشتر از نشاط و رضایتی که واقعا شما از کار خود می یابید برای آنها صحبت کنید تا از بدبختی ها و شکست های خود همیشه حالت شکست خورده و ذلیل به خود نگیرید . وقتی که در حال حاضر من به عللی بعضی از پدرها را می بینم که مرتب جلوی بچ? خود از سختی و طاقت فرسائی زمانه می نالند ، از تنزل درج? اخلاقی همنوعان خود بد می گویند و از بعضی حرکات معاصرین خود که شاید هم راست باشد ، انتقادات شدید به عمل می آورند ، این فکر به نظر می رسد که اینها به یک طرز منفی روی بچه های خود تاثیر می کنند این نکته را قبول داریم که باید مشکلات و معایب زمان رابرای آنها تشریح کرد ، ولی آخر باید به موازات این انتقادات یک حس خوشبینی هم نسبت به امیدواری های آینده و امکاناتی که برای بشر همیشه وجود دارد نیز صحبت کرد . باید به آنها حالی کرد که اگر فعلا جریان امور مناسب نیست ، نقاط آرام و زیبائی هم وجود دارد که بشر می بایست در سای? همت و فعالیت خود به آنها برسد و زندگی سالم خود را در آنجاها ادامه دهد و مطمئن باشد که در آن شرایط که هر کسی در به وجود آوردن آنها سهمی دارد ، نقیصه و زشتی پیدا نخواهد شد . حس شکست خوردگی و زبونی که در نزد ما اشخاص بالغ اینقدر طاقت فرسا و عذاب دهنده است ، پیش بچه های در آستان? بلوغ هزار بار خانه خراب کن تر خواهد بود . باور کنید بعد از این تلقین چنین افکاری به آنها هیچ استعجابی ندارد که از کار و فعالیت واقعی و شرافتمندانه سر باز زنند و با هر وسیل? نامشروع و نایابی که به نظرشان موثرتر برسد برای تحصیل مادیات و پول و پول و فقط پول اقدام کنند ... بیائید ببینید چقدر از این جوانان بیچاره متهم و مقصر فراوان پیدا می شوند که کفار? گناه غفران ناپذیر والدین خود را می پردازند و بهترین ایام خود را در کنج زندان ها به سر می برند چونهمیشه به آنها تلقین شده است . 

Logo-Against-Family-Violence-with-Baby-Heart-1989-Print-C10278212

  نگذارید که نزد اطفال خود مثل یک ( جلاد شلاق زن ) جلوه کنید چون در این صورت علاوه بر اینکه خوف و هراس فراوانی در دل آن ها ایجاد می کنید ، اهمیت مادر را نیز از بین برده اید و به آن ها اینطور وانمود می شود که مادرشان به تنهایی از عهده برقراری نظم خانه بر نمی آید و از این جهت به شما و شلاق کذائی تان متوسل می شود . نتیج? چنین طرز تربیتی آن می شود که در موقعی که شما در منزل هستید بچه ها از روی ترس صدایشان در نمی آید و این گوشه و آن گوشه مخفی می شوند ولی همچنان که نگاه شما را دور دیدند مثل جرق? آتش خانه را به لرزه می اندازند . و از هیچ کس حتی مادر خود اطاعت نمی کنند . آیا این واقعا همان نتیجه است که دلتان می خواهد ؟ اگر حدس می زنید که همسرتان برای هیچ عصبی می شود او را سرزنش نکنید قبل از این که به سراغ بچه ها بروید سعی کنید اول تحقیقات لازمه را به عمل آورید که آیا واقعا تقصیر با آنهاست یا نه . در صورت منفی بودن قضیه هیچگاه همسر خود را جلوی بچه ها سرزنش نکنید . اگر از دست بچه ها در مواقع خستگی خشمناک می شوید ، سعی کنید با اظهار لطف و محبت او را آرام کنید و با فراهم کردن وسائل راحتی و سرگرمی او یا با تعریف کردن چیزهائی که در خارج خانه اتفاق می افتد سرش را گرم و او را از فکر بچه ها منصرف کنید . ولی لطفا مواظب باشید که مبادا چیزهائی برای تعریف کردن پیش بکشید که با غم و غصه و حسرت او اضافه کند سعی کنید از نالیدن و اظهار خستگی از کار خود در مقابل او خودداری به عمل آورید و شهامت این را داشته باشید که از تلخی ها و مرارت های خود برای این که تسلی پیدا کرده باشید برای او سخنی نگوئید .

 

516_286

نظر اسلام در باب خانواده و جایگاه زن در خانواده، نظر خیلى روشنى است. «المرأة سیّدة بیتها»؛(1) بزرگ خانه، زن خانه است؛ این از پیغمبر اکرم است. جایگاه زن در خانواده، همانى است که در گفتارهاى گوناگون ائمه (علیهم‌السّلام) آمده: «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة».(2) در تعبیرات عربى، قهرمان یعنى کارگزار، پادو، یک خدمتگزار محترم. میفرماید: در داخل خانه، زن قهرمانه نیست؛ ریحانه است، گلِ خانه است. خطاب به مردان میفرماید: بهترین شما کسانى هستند که بهترین رفتارها را با همسرانشان دارند. اینها نظرات اسلام است و از این قبیل الى ماشاءاللَّه وجود دارد. ولى در عین حال تحقق خواسته‌ى اسلام در خانواده، یک امرى است که با این بیانات تمام نمیشود، حل نمیشود؛ احتیاج به پشتوانه‌ى قانونى، پشتوانه‌ى اجرائى و ضمانت اجرائى دارد؛ و این کار باید انجام بگیرد. این کار در طول سالهاى متمادىِ گذشته انجام نگرفته است. خانواده‌هائى که متدین بودند، مردانى که از اخلاقِ خوب برخوردار بودند و پایبندى‌هاى شرعى داشتند، ملاحظاتى کردند؛ اما در مواردى که این خصوصیات نبوده، این ملاحظات نشده؛ به زن در داخل خانواده ظلم شده.

نویسنده:

خلاصه عملکرد شورای انجمن اولیاء و مربیان ناحیه 3 استان اصفهان

 


  
  

انجمن‌ اولیاء و مربیان‌ :

ماده‌-14 به‌ منظور تقویت‌ همکاری‌ و مشارکت‌ اولیای‌ دانش‌آموزان‌ برای‌ کمک‌ به‌ ارتقای‌ کیفیت‌فعالیتهای‌ آموزشی‌ و پرورشی‌ و گسترش‌ ارتباط دوکانون‌ مقدس‌ خانه‌ و مدرسه‌،انجمن‌ اولیا ومربیان‌ تشکیل‌می‌شود.ترکیب‌ اعضا و وظایف‌ انجمن‌ اولیا و مربیان‌ مدارس‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:
الف‌ - ترکیب‌ اعضا:
-1
مدیر مدرسه‌.
-2
یکی‌ از معاونین‌ به‌ انتخاب‌ مدیر.
-3
نماینده‌ شورای‌ معلمان‌.
-4
معاون‌پرورشی‌یایکی‌ازمربیان‌امورتربیتی‌ودر صورت‌ نبودن‌مربی‌،یکی‌ازمعلمان‌ آگاه‌به‌مسائل‌تربیتی‌ به‌ انتخاب‌ مدیر.
-5
منتخبین‌ اولیای‌ دانش‌آموزان‌.
تبصره‌-1 تعداد اولیای‌ دانش‌آموزان‌ و نحوه‌ انتخاب‌ آنان‌ جهت‌ عضویت‌ در انجمن‌ و چگونگی‌ وزمان‌ تشکیل‌ جلسات‌ برابر آیین‌ نامه‌ انجمن‌ مرکزی‌ اولیا و مربیان‌ خواهد بود.
تبصره‌2 - درصورت‌ لزوم‌ مدیر مدرسه‌ می‌تواند از نماینده‌ شورای‌ دانش‌آموزان‌ و برحسب‌ مورداز افراد ذیربط و صاحب‌نظر برای‌ شرکت‌ در جلسات‌ انجمن‌ دعوت‌ کند.
ب‌ - شرح‌ وظایف‌:
-1
تأمین‌ مشارکت‌ فکری‌، فرهنگی‌،عاطفی‌ و آموزشی‌ اولیا و تقویت‌ هماهنگی‌ و همسویی‌ تربیتی‌و آموزشی‌ خانه‌ و مدرسه‌ -2 برنامه‌ریزی‌ و تشکیل‌ جلسات‌ عمومی‌ اولیای‌ دانش‌آموزان‌.
-3
برنامه‌ریزی‌ و تصمیم‌گیری‌ جهت‌ تشکیل‌ جلسات‌ آموزش‌ خانواده‌.
-4
همکاری‌ و مشارکت‌ با شورای‌ معلمان‌ در برگزاری‌ کلاسهای‌ فوق‌ برنامه‌.
-5
مشارکت‌ در اجرای‌ برنامه‌های‌ کارآموزی‌ هنرجویان‌ در هنرستانها .
-6
همکاری‌ و مشارکت‌ با مدیر مدرسه‌ در اجرای‌ فعالیتهای‌ پرورشی‌،برگزاری‌ اردوهای‌ دانش‌آموزی‌ و بازدید از مراکز علمی‌،آموزشی‌ و فرهنگی‌.
-7
همکاری‌ و مشارکت‌ درباره‌ چگونگی‌ قدردانی‌ از کارکنان‌،اولیا و دانش‌آموزان‌ واعضای‌شوراهای‌ مدرسه‌ با رعایت‌ ضوابط و مقررات‌ مربوط.
-8
جلب‌ همکاری‌ اولیای‌ دانش‌آموزان‌ جهت‌ مشارکت‌ و کمک‌ به‌ ارتقاء کیفیت‌ فعالیتهای‌ مربوط وارائه‌ پیشنهادهای‌ لازم‌ به‌ مدیر مدرسه‌.
-9
تلاش‌ و همکاری‌ برای‌ جلب‌ مشارکت‌ اولیای‌ دانش‌آموزان‌،صاحبان‌ حرف‌،افراد خیر وموسسات‌ خیریه‌ در تأمین‌ امکانات‌ مورد نیاز و بهبود اداره‌ امور مدرسه‌.
-10
نظارت‌ بر چگونگی‌ اخذ کمکهای‌ مردمی‌ با رعایت‌ قوانین‌ و مقررات‌ مربوط.
11
ـ تشکیل‌ شورای‌ مالی‌ مدرسه‌ با عضویت‌ مدیر مدرسه‌ ،رئیس‌ انجمن‌ و نماینده‌ شورای‌ معلمان‌در اولین‌ جلسه‌ انجمن‌.
-12
نظارت‌ بر نحوه‌ هزینه‌ وجوه‌ حاصل‌ از کمکهای‌ مردمی‌ ،خدمات‌ فوق‌برنامه‌،سرانه‌دانش‌آموزان‌ و کمکهای‌شوراهای‌ آموزش‌ و پرورش‌ ازطریق‌ شورای‌ مالی‌ و مطابقت‌ موارد هزینه‌ بابرنامه‌های‌ مصوب‌ شورای‌ مدرسه‌.
13
ـ بررسی‌ و اتخاذ تصمیم‌ نسبت‌ به‌ سرویس‌ رفت‌ و آمد دانش‌آموزان‌.
-14
انتخاب‌ نماینده‌ برای‌ شرکت‌ در شورای‌ مدرسه‌.
15
ـ انجام‌اموری‌که‌براساس‌بخشنامه‌های‌انجمن‌مرکزی‌اولیاو مربیان‌ به‌ عهده‌ انجمن‌ مدرسه‌ محول‌می‌گردد.
تبصره‌-1 درمدارس‌ بزرگسالان‌ و مدارس‌ کم‌جمعیتی‌ که‌ برابر آیین‌نامه‌ انجمن‌ مرکزی‌ اولیا ومربیان‌، امکان‌تشکیل‌ انجمن‌ نمی‌باشد،وظایف‌ انجمن‌ به‌ مدیر مدرسه‌ واگذار می‌شود.
تبصره‌ -2 مدارس‌ ضمیمه‌ ومدارسی‌ که‌ به‌ صورت‌ مجتمع‌ (ابتدایی‌ ،راهنمایی‌ تحصیلی‌ومتوسطه‌ )توسط یک‌ مدیر اداره‌ می‌شوند می‌توانند درصورت‌ تمایل‌ مدیر، انجمن‌ اولیاء ومربیان‌رابه‌ صورت‌ مشترک‌ تشکیل‌ دهند.
-4
شورای‌ معلمان‌ :
ماده‌ -15 به‌ منظور بحث‌ و تبادل‌ نظر و هماهنگی‌ در امور آموزشی‌، پرورشی‌ و اداری‌ مدرسه‌ وتأمین‌ مشارکت‌ معلمان‌ در حسن‌ جریان‌ آموزشی‌ و پرورشی‌ واداری‌ مدرسه‌، شورایی‌ به‌ نام‌ شورای‌معلمان‌ با شرکت‌ همه‌ معلمان‌ ، مربیان‌ ومشاوران‌ مدرسه‌ تشکیل‌ می‌گردد.وظایف‌ شورای‌ معلمان‌به‌ شرح‌ زیر است‌:
1
ـ نظارت‌ بر همسویی‌برنامه‌ها و روشهای‌کاری‌ در چار چوب‌ اهداف‌ مصوب‌ دوره‌ تحصیلی‌ ومفاد این‌ آیین‌نامه‌.
2
ـ مشارکت‌ مؤثر و کارآمد در تهیه‌ برنامه‌ها و فعالیتهای‌ آموزشی‌ و پرورشی‌ مدرسه‌ وهمکاری‌در اجرای‌ آن‌ پس‌ از تأیید شورای‌ مدرسه‌.
-3
بودجه‌بندی‌برنامه‌درسی‌بارعایت‌مقررات‌مربوطوارائه‌آن‌به‌شورای‌مدرسه‌جهت‌تأیید.
-4
بررسی‌ و تبادل‌ نظر پیرامون‌ چگونگی‌ افزایش‌ اثر بخشی‌ روشهای‌ تدریس‌ .
-5
چاره‌ اندیشی‌ برای‌ تأمین‌ مشارکت‌ فعال‌ دانش‌آموزان‌ در فرایند آموزش‌ وپرورش‌ .
-6
تلاش‌در ارتقای‌ کیفیت‌ برنامه‌های‌ آموزشی‌ وپرورشی‌ وبررسی‌ علل‌ افت‌ تحصیلی‌ دانش‌آموزان‌ وبرنامه‌ ریزی‌ برای‌ کاهش‌ آن‌ .
-7
مشارکت‌ در تنظیم‌ برنامه‌های‌ پرورشی‌،تقویت‌ اعتقادات‌ دینی‌ واخلاقی‌ وآداب‌ اسلامی‌ دردانش‌ آموزان‌ .
-8
بررسی‌ و تبادل‌ نظر به‌ منظور هماهنگ‌ کردن‌ نحوه‌ تشویق‌ وتنبیه‌ دانش‌آموزان‌.
-9
بحث‌ و تبادل‌نظر واتخاذ تدابیر مناسب‌ در مورد مسائل‌ آموزشی‌، پرورشی‌ و انضباطی‌دانش‌آموزان‌ و بهبوداداره‌ مدرسه‌.
-10
بحث‌وتبادل‌نظردرباره‌محتوای‌کتابهای‌درسی‌وانعکاس‌ آن‌ به‌ مسئولین‌ ذیربط از طریق‌مدیر مدرسه‌.
-11
تبادل‌ نظر و هماهنگی‌ در مورد نحوه‌ استفاده‌ از وسایل‌ آموزشی‌ ، کمک‌ آموزشی‌وکارگاهی‌ .
-12
ارائه‌ راهکارهای‌ مناسب‌ برای‌ ترغیب‌ دانش‌آموزان‌ به‌ منظور انجام‌ مطالعات‌ درسی‌ و غیردرسی‌.
-13
ایجاد هماهنگی‌ در ارتباط با نحوه‌ و میزان‌ تکالیف‌ درسی‌ دانش‌ آموزان‌متناسب‌ با نیاز،استعدادهاوعلائق‌ آنان‌ .
-14
همکاری‌،برنامه‌ ریزی‌ و تصمیم‌گیری‌ در خصوص‌ چگونگی‌ تشکیل‌ کلاسهای‌ فوق‌برنامه‌ با مشارکت‌ انجمن‌ اولیا و مربیان‌ و رعایت‌ ضوابط مربوط.
-15
بررسی‌ منابع‌ آموزشی‌ ،کمک‌آموزشی‌ و پرورشی‌ و انتخاب‌ و معرفی‌ کتب‌، نشریات‌،نوارهای‌ صوتی‌ و تصویری‌ جهت‌ استفاده‌ در مدرسه‌ با رعایت‌ سایر مقررات‌.
16
ـ انتخاب‌ نماینده‌ یانمایندگان‌ شورای‌ معلمان‌ برای‌ شرکت‌ در شورای‌ مدرسه‌ و انجمن‌ اولیاومربیان‌ دراولین‌جلسه‌ شورای‌ معلمان‌.
-17
تعیین‌ پایه‌ تحصیلی‌ دانش‌ آموزان‌ مشمول‌ ماده‌ 43 این‌ آیین‌نامه‌ وارائه‌ پیشنهاد به‌شورای‌مدرسه‌.
ماده‌ 16ـ ریاست‌ شورای‌ معلمان‌ به‌ عهده‌ مدیر و در غیاب‌ مدیر برعهده‌ نایب‌ رئیس‌ است‌ که‌توسطشورای‌معلمان‌تعیین‌می‌شود.مدیرمدرسه‌مسئول‌تعیین‌دستورجلسات‌واجرای‌تصمیماتی‌است‌که‌اتخاذمی‌شود.
تبصره‌-1 مدیر مدرسه‌ می‌تواند در صورت‌ لزوم‌ از متخصصین‌ تعلیم‌ و تربیت‌، معلمان‌بازنشسته‌، کارشناسان‌ و مسئولین‌ آموزش‌ و پرورش‌ و اولیای‌ دانش‌ آموزان‌ جهت‌ شرکت‌ درشورای‌ معلمان‌ و تبادل‌ نظر در زمینه‌های‌ مربوط دعوت‌ کند.
تبصره‌2 ـ دبیر شورای‌ معلمان‌ در اولین‌ جلسه‌ توسط اعضای‌ شورا تعیین‌ می‌شود و موظف‌ است‌خلاصه‌ای‌ از مذاکرات‌ یا تصمیمات‌ متخذه‌ هر جلسه‌ را ثبت‌ نموده‌ و به‌ امضای‌ اعضای‌ شورابرساند.
تبصره‌ -3 شورای‌ معلمان‌ می‌ تواندبه‌ منظور انجام‌ بهتر وظایف‌ خودنسبت‌ به‌ تشکیل‌ گروههای‌درسی‌ وآموزشی‌ اقدام‌ نماید.
ماده‌ -17 مدیران‌ مدارس‌ موظفند اولین‌ جلسه‌ شورای‌ معلمان‌ راحتی‌ الامکان‌ قبل‌ از بازگشایی‌مدارس‌ وحداکثرتاده‌ روز پس‌ از آن‌ تشکیل‌دهند.جلسات‌ شورای‌ معلمان‌ حداقل‌ هر ماه‌ یک‌ بارتشکیل‌ می‌شود


  
  

حج تمتع .واجب 1386

نویسنده قاسمعلی حسن زاده

 

روز اول: از ساعت 530 صبح تا ساعت 530 صبح روز بعد

 20آذر 1386(20/9/86)مطابق با 11دسامبر2007(11/12/2007) و برابر با11 ذی القعده 1428

پس از بیدار شدن از خواب در ساعت 530 و آماده نمودن فرزندانم (رضا- رویا- حسین) جهت رفتن به مدرسه که سرویس آنها در ساعت 720 می آید خودم در ساعت 840 جهت خرید مقداری از وسایل باقی مانده جهت توشه سفر به حج تمتع به سطح شهر اسلام آباد رفته و به چند منطقه از جمله کراچی کمپانی و جی سیکس2 رفته و تا ساعت 1 بعد اظهر به منزل برگشتم .

بعد هم در منزل قسل سفر به حج نموده و دو رکعت نماز شکر بجا آورده و آماده شدیم که به محض اینکه فرزندانم از مدرسه بیایند با آنها به منطقه مسکونی سفارت رفته و از آنجا بههمراه جمعی دیگر از کارکنان سفارت عازم فرودگاه اسلام آباد واقع در پندی شویم. فرزندانم در ساعت 2 به منزل رسیده و سریع همسرم به آنها نهار داده و آنها را توجیه کردیم که اگر همکاران و دوستان جهت دعوت نمودن شام و تفریح آنها را دعوت نمودند قبول نکنند چون هم مزاحم آنها خواهند بود و هم در آینده امکان توقع و حرفهای خواهد بود بخاطر همین مسئله فقط دو نفر را به عنوان امین بچه (برادر بی تعب اهل شیراز و وابسته نظامی درسفارت و برادر نصیری دیگر رفیق و دوست ) را به فرزندانم معرفی نمودم که هر گونه کمک و کاری داشتید به این دو بگوئید . سپس وسایل همراه که دو عدد ساک و دو عدد کیف بود را در داخل ماشینم گذاشته و راهی منطقه دیپلماتیک قسمت مسکونی رفته تا از آنجا با بدرقه کارکنان سفارت به فرودگاه برویم . ساعت 320 به آنجا رسیدم که قبل از ما جناب شیردل مدیر مدرسه امام حسین (ع)به همراه خانواده و خانواده آقای میرزائی و آنجا حضور داشند زمانی نگذشت که تا ساعت 4 همه ساکنین ایرانی و محلی در سفارت در این محل جمع شده و بعدهمگی به داخل مسجد رفته تا دعای سفر (      ) توسط روحانی حاج آقا صاحب فصول رایزن فرهنگی محترم که حدود دو ماهی است به اسلام آباد آماده قرائت و خدافظی کلی توسط ساکنین و کارکنان محترم انجام گیرد سپس وسایل با یک ماشین تویتا و سایر افراد (حجاج عازم )با هایس- اتوبوس کوچک سفارت به سمت فرودگاه هدایت شدند . در ساعت 430 به فرودگاه رسیدم و پس از مراحل تشریفاتی و تحویل دادن وسایل همراه و گرفتن کارت پرواز وپر نمودن فرم های مخصوص رفت و برگشت که اطلاعاتی چون نام نشان شماره پاسبورت آدرس و شغل و دلیل سفر و تعداد فرزندان و همراه مذهب و ملیت را خواسته بود را پر نموده بعد به سمت هواپیمای مورد نظر که یک هواپیما ازشرکت سعودی ایر لاین بوده رفته و سوار برآن شده وآماده پرواز شدیم ولی به دلیل اینکه یک هیئت 50 نفره پاکستانی در ترافیک های پندی گیرکرده بودند این هواپیما 2 ساعت بعد یعنی در ساعت 630 پرواز نمود . در داخل هواپیما هر صندلی یک مونیتور مخصوص داشت که قادر بودر 4 کار انجام دهد (پخش موزیک پخش فیلم پخش برنامه تلویزیونی و پخش دوربین از سطح زمین توسط دوربین اصلی پرواز- و ساعت شروع خاتمه سرعت- دما و..) را نشان میداد . به دلیل اینکه فرصت نشد نماز ظهر را بخوانیم در حالت ایستاد در داخل هواپیما نماز ظهر را خواندیم . پس از 420 دقیقه پرواز در ساعت 930 شب به وقت محلی عربستان در فرودگاه جده به زمین نشستیم .

نکته اول : نکاتی در مورد وسایل همراه : با توجه به اینکه ضرورت دارد وسایلی چون لباس احرام کفش احرام و مقداری خوراکی داشته باشید ازبردن وسایل اضافی خود داری کنید و از بردن وسایل به صورت تکراری و دو دست خودداری کنید . چون نه تنها نیازی به آنها پیدا نخواهید نمود بلکه از سرعت شما در کارها نیز جلوگیری خواهد کرد .

نکاته دوم : افراد که از سفارت در این سفر همدیگر را همراهی خواهیم کرد.

-          قاسمعلی حسن زاده اول دستیار وابسته نظامی به همراه همسرش معصومه اسحاقی خانه دار از اسلام آباد دارای گذر نامه خدمت

-          محمد کرمی کارشناش سیاسی وزارت اطلاعات به همراه همسرش مژگان آزادی معلم ابتدایی مدرسه امام حسین (ع)

-          عبدالرضا عباسی کارمند رایزن فرهنگی به همراه همسرش ساره زمانی خانه دار از پیشاور داری    گذر نامه خدمت

-          صادق فلاح رابط وزارت اطلاعات به همراه همسرش منصوره سادات غظنفری خانه دار و فرزند 7 ساله اش محمد جواد محصل از لاهور داری گذر نامه سیاسی

-          مهدی فتوحی معلم به همراه همسرش فاطمه سعیدی خواه خانه دار از کویته داری گذر نامه خدمت

-          ناصر غزالی پور رابط سپاه پاسداران داری گذر نامه سیاسی

-          ناصر حاجی زاده معلم مدرسه امام حسین (ع) از اسلام اباد داری گذر نامه خدمت

-          شاپور سلیمی کارشناس تشریفات از اسلام آباد داری گذر نامه سیاسی

-          محسن شهلائی   مسئول حفاظت فیزیکی داری گذر نامه سیاسی و مادرش کبری ملکی فرد که از روز سوم به جمع ما از ایران آمد و اضافه شد دارای گذر نامه عادی

-          انیس محمدی         همسر آقای سعادت از رایزنی فرهنگی اسلام آباد دارای گذر نامه خدمت .

-          سید جواد تقی زاده به همراه همسرش زهراه تقوی و فرزند شش ماهه اش فاطمه از ایران گذر نامه عادی

-          اسماعیل پازوکی به همراه همسرش خدیجه دستان از پیشاور

-          حسن آتش زمزم به همراه همسرش سید کلثوم سادات چوبه از ایران داری گذر نامه عادی

-         قابل ذکر است که برادران پازوکی ، عباسی، تقی زاده یک روز قبل از ما به مکه رفته بودند و در هتل محل اقامت حاضر بودند . و جناب حسن آتش فراز بعلت دوست با جناب پازوکی به جمع ما اضافه شده بود.

-         نکته سوم: دانستن اطلاعات زیر به صورت عربی و انگلیسی:

ملیت ، نام نشان ، جنسیت ، همرهان ، کشور، شهر، آدرس، هتل ، ، شماره تلفن، گرفتن شماره تلفن همراه در اولین فرصت و دادن آن به سایر دوستان . آدرس محل های رفت برگشت به حرم و هتل ،و سایر اماکن متبرکه و داشتن   یک نقشه از شهر مکه و مدینه .

پس از تشریفات گمرکی در فرودگاه جد و تحویل دادن چند کتاب و نوار توسط دفتر نشر (وهابیت) توسط گروهی از مکتب وکلا  به سمت جمع آوری گروه های پاکستانی هدایت شدیم . و بعد از آنجا به محل جمع آوری ایرانیان رفته تا از آن طریق به منطقه جحفه(که مخصوص ایرانیان  است) برویم و

 


91/8/8::: 7:13 ع
نظر()
  
  

جا جرم

         شهرستان جا جرم با 5879  کیلو متر مربع وسعت و 61737 نفر جمعیت در جنوب غربی بجنورذ واقع است .جا جرم از شمال و شمال شرق به شهرستان های مانه و سملقان  و بجنورد ,  از جنوب به دشت جوین ,از شرق به  اسفراین و از غرب به استان سمنان  منتهی می شود.این شهرستان  شامل دو نقطه شهری ( گرمه و جا جرم ) , سه بخش  (سنخواست , شوقان  و مرکزی ) , 6دهستا ن ,  56  روستا و 542 پا رچه آبادی است.

پیشینه تاریخی شهرستان جا جرم

        جاجرم یکی از مناطق تاریخی استا ن خراسان شمالی است که در گذر ایا م از پا یگا ه های مهم  حکومتی و دینی ایران بوده است. اها لی آن از طو ایف مختلف مقصود لی گنجه ای ,ازبک  , شا کری رمضا نلو فخرایی , شیخ ا لاسلامی و .... که در طول تاریخ  از مناطق مختلفی همچون بسطام , خوارزم , بخارا و .... به این منطقه کوچ نموده اند تشکیل یا فته است مورخا نی همچو ن مقد سی  ,یاقوت حموی ومستوفی ازآن به سرسبزی و آبادانی یادنموده اند شاعران و دانشمندان ناموری همچون بد رالدین جاجرمی , شاعرمعروف مجد همگر ,ابوالقاسم عبد العزیز مستوفی و ابوالسحاق ابراهیم  جا جرمی از علما ی حدیث نیزاز این شهر برخاسته اند.

بخشی از جاذبه های تاریخی و گردشگری شهرستان جاجرم

      قلعه جلا ل الدین (سلجوقی )  ,  زیا رتگا ه علی ابن مهزیار  ,    کاروانسرای ربا ط عشق و ربا ط قلی  , مسجد جامع جاجرم و بنای باغ مزار گرمه


  
  

جاجرم، شهرستانی در جنوب غربی استان خراسان شمالی و نیز شهری قدیمی در خراسان .1) شهرستان جاجرم ، مشتمل است بر: سه بخش به نامهای مرکزی (حومه )، جلگه سنخواست و جلگه شوقان * ، شش دهستان به نامهای میان دشت (به مرکزیت اِیوَر)، گلستان (به مرکزیت رباط قره بیل )، چهارده سنخواست (به مرکزیت سنخواست )، دربند (به مرکزیت دربند)، شوقان (به مرکزیت شوقان ) و طبر (به مرکزیت طبر)، و سه شهر به نامهای گرمه جاجرم (مرکز شهرستان )، سنخواست و شوقان (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی ، 1382 ش ب ، ص ] 40 [ ). این شهرستان از شمال محدود می شود به شهرستان بجنورد و از مشرق به شهرستان اِسفَراین و شهرستان سبزوار، و از جنوب و مغرب به شهرستان شاهرود (در استان سمنان ) و از قسمتی از مغرب و شمال غربی به شهرستان مینودشت (استان گلستان ). آبادیهای آن در کوه و دشت قرار دارد.

کوه چابید (مرتفع ترین قله 833 ، 1 متر) در جنوب غربی شهرستان و کوههای منفردِ پیغمبر (مرتفع ترین قله 864 ، 1 متر) و داش قلعه (مرتفع ترین قله ح 020 ، 2 متر)، که از کوههای خراسان به شمار می آیند، در نواحی شمالی شهرستان جاجرم و، کوه زرین کمر (مرتفع ترین قله ح 729 ، 1متر)، در حدود هفت کیلومتری شمال غربی شهر جاجرم و کوه سرای در مشرق کوه پیغمبر (مرتفع ترین قله 116 ، 2متر) و کوه زو (مرتفع ترین قله 133 ، 2متر) در حدود پانزده کیلومتری شمال شرقی شهر جاجرم قرار دارند.

رود کال شور جاجرم یا قره سو (با آب شور و غیرقابل شرب ) پس از سرچشمه گرفتن از کوههای جنوبی اسفراین با جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی و دریافت چند شعبه به دشت کویر منتهی می شود (جعفری ، ج 1، ص 146، 244، 289، 291، 301، ج 2، ص 370ـ372؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 30، ص 11).

از گیا درخت سنجد و گز و تاغ ، از گلها خطمی و پونه ، از بوته ها گَوَن (کتیرا) و خاکشیر، و رستنیهایی برای دام دارد. از زیا روباه ، شغال ، گرگ ، کفتار، آهو و گوزن و بزکوهی و از پرندگان قرقاول ، کبک ، تیهو در آن یافت می شود.

محصولات عمدة شهرستان گندم ، جو، پنبه ، زیره ، یونجه و تره بار است و باغهای میوه دارد. زمینهای کشاورزی آن با چاههای عمیق و نیمه عمیق و قنات و چشمه آبیاری می شود. دامداری آن قابل ملاحظه است . گوشت و پشم آن صادر می شود. از صنایع دستی ، قالی بافی (با طرحهای سبزواری و کاشانی و کاشمری ) و قالیچه بافی و جاجیم بافی دارد ( رجوع کنید بهسازمان برنامه و بودجة استان خراسان ، ص 329؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 30، ص 7ـ12).

شهر سنخواست دارای زیارتگاهی به نام معصوم زاده زین العابدین است . زیارتگاهی به نام دانیال نبی نیز در کوه پیغمبر، در حدود 82 کیلومتری شمال غربی شهر جاجرم

واقع است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 18، ص 71، ج 30، ص 12).

راه جاجرم ـ بجنورد و راه بجنورد ـ رباط قره بیل و راه جاجرم ـ شاهرود از آن شهرستان می گذرد. راه آهن تهران ـ مشهد در شمال آن امتداد دارد ( رجوع کنید به اطلس راههای ایران ، ص 6).

معادن گچ و نمک آن استخراج می شود. معدن بوکسیت و سنگ آهک آن غنی است .

جاجرم طبق قانون تقسیمات کشوری در آبان 1316 به عنوان بخش در شهرستان بجنورد از استان شمال شرق تشکیل شد (ایران . قوانین و احکام ، 1316 ش ، ص 62، 75ـ76).

در تیر 1323 تعدادی آبادی از شهرستان سبزوار جدا و تابع بخش جاجرم شهرستان بجنورد از استان نهم (خراسان ) شد (همان ، چاپ دوم ، ص 28 مکرر).

در همان سال ، جاجرم دهستانی مشتمل بر شش آبادی در استان نهم ضبط شده است (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج 3، ص 89).

طبق تقسیمات کشوری 1355 ش ، بخش جاجرم در شهرستان بجنورد، دارای چهار دهستان جاجرم ، سنخواست ، شوقان ، میانکوهسارات و یک شهر به نام جاجرم بود (ایران . وزارت کشور، ص 5).

در 1369 ش بخش جاجرم شامل دهستانهای میان دشت ، چهارده سنخواست ، جلگه شوقان و دو شهر گرمه و جاجرم (مرکز بخش ) بود (ایران . قوانین و احکام ، 1370 ش ،ص 818).

 طبق تصویبنامة مورخ اول خرداد 1376، جاجرم به شهرستان تبدیل و مرکز آن شهر جاجرم تعیین شد (همو، 1377 ش ، ص 146).

در سرشماری 1375 ش ، جمعیت جاجرم 001 ، 55 تن (با احتساب دو شهر گرمه و جاجرم ) ضبط شده است که از این میان 258 ، 30 تن (با کسر دو آبادی سنخواست و شوقان ) یعنی حدود 55% روستانشین ، و 743 ، 24 تن (با احتساب دو آبادی اخیر) حدود 45% شهرنشین بوده اند ( رجوع کنید بهمرکز آمار ایران ، 1376 ش الف ، ص 2ـ10؛ همو، 1376 ش ب ، ص 77 ـ 78).

در 4 بهمن 1377، مرکز شهرستان جاجرم از ادغام دوشهر جاجرم و گرمه تشکیل شد ( رجوع کنید به گرمه جاجرم * ؛ ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی ، 1382 ش ب ، همانجا).

 سپس ، با تقسیم استان خراسان به سه استان خراسان شمالی و خراسان جنوبی و خراسان رضوی در 17 خرداد 1383، شهرستان جاجرم در استان خراسان شمالی قرار گرفت ( روزنامة رسمی جمهوری اسلامی ایران ، ص 1).

2) شهر قدیمی جاجرم در مسیر جادة کهن فلات مرکزی ایران ـ خراسان قرار داشت و ظاهراً از شاخه های جادة ابریشم به شمار می آمد. از وضع پیش از اسلام شهر اطلاع چندانی در دست نیست . ظاهراً نام نخستین آن جای گرم بوده است ( رجوع کنید به هدایت ، ص 290).

جغرافیانویسان مسلمان ، جاجرم را با عناوین شهرک ( رجوع کنید بهحدودالعالم ، ص 89)، رستاق (مقدسی ، ص 318)، ناحیه و بلد (سمعانی ، ج 2، ص 5)، بلد و کوره (یاقوت حموی ، ج 2، ص 4)، ولایت وسط ] = متوسط [ (حمداللّه مستوفی ، ص 150، 228)، ولایت و قصبة بزرگ (حافظ ابرو، ج 2، ص 107) و محالّ (اعتمادالسلطنه ، 1367ـ 1368 ش ، ج 4، ص 1889) ضبط کرده اند.

ظاهراً جاجرم هنگام گشوده شدن جوین * در دورة خلافت عثمان (23ـ35) به دست ابوسالم یزیدبن جَرَشی ، سردار ابن عامر، فتح شد ( رجوع کنید به بلاذری ، ص 568). نام شهر جاجرم در منابع فارسی نخستین بار در 372 در حدودالعالم (ص 89) آمده است . به نوشتة مؤلف حدودالعالم (همانجا) جاجرم شهرکی است بر راه گرگان ، بر سرحد، و بارکدة گرگان و میان کومش و نیشابور است .

پس از او مقدسی در حدود 390 نوشته است که جاجرم رستاقی کوچک و نیکو است که در آن شهری است با جامعی بزرگ و زیبا و هفتاد قریه دارد (همانجا). در قرن ششم و مدتها پس از آن جاجرم از لحاظ تقسیمات اداری همچنان جزو جوین بود. علی بن زید بیهقی (متوفی 565؛ ص 55 ـ56) و سمعانی (506 ـ562؛ همانجا) نیز جاجرم را شهری بین نشابور و جرجان متصل به جوین ضبط کرده اند. ظاهراً در دورة خوارزمشاهیان (491ـ 628) جاجرم همچنان در مسیر خراسان به فلات مرکزی ایران قرار داشت . در 568، تکش خوارزمشاه (حک :568 ـ596)، بر تخت خوارزم نشست و پس از چندی ، در عزیمت به عراق وارد جاجرم شد (رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 343ـ344). در آستانة حملة مغولان به ایران ، شهر جاجرم در بین کوره های نیشابور و جوین و جرجان قرار داشت و مشتمل بر دهکده های بسیار بود (یاقوت حموی ، همانجا).

در 617 در حملة مغولان به ایران ، بلاد خراسان یکی پس از دیگری به تصرف سپاهیان چنگیز در آمد (رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 517 ـ519) و ظاهراً جاجرم نیز به دست آنان افتاد. در 630 جاجرم با بیهق و اسفراین و دیگر ولایات خراسان به مَلِک بهاءالدین سردار مغول محول شد (همان ، ج 1، ص 662). ظاهراً مغولان جاده هایی که بسطام ـ جاجرم ـ اسفراین ـ خبوشان (قوچان ) را به بخارا و سمرقند پیوند می داد و از سوی دیگر جادة نیشابور ـ هرات و نیز جاده ای که جاجرم را از طریق بسطام به گرگان (= جرجان ) و کومش (سمنان ) می رساند، در دست گرفتند. در این رویدادهای نظامی ، جاجرم از لحاظ سوق الجیشی اهمیت فراوان داشت و واقع بودن آن در نزدیکی چمن کالپوش (در مغرب جاجرم ) با آب فراوان ، نیاز مهاجمان را به علوفه برای اسبها و حیوانات بارکش تأمین می کرد. این وضع سوق الجیشی تا دورة رضاشاه یعنی وارد شدن اتومبیل به ایران و احداث راههای جدید اتومبیل رو ادامه یافت . در 690 غازان خان برای جنگ با سرداران شورشی در آذربایجان ، وارد جاجرم شد و از آنجا از جادة بسطام به دامغان و سمنان رفت تا به آذربایجان عزیمت کند (همان ، ج 2، ص 1227ـ1230). در نیمة قرن هشتم ، حمداللّه مستوفی (ص 150) شهر جاجرم را که از اقلیم چهارم است دارای گیاهان سمی در اطراف آن معرفی کرده است که بدین سبب لشکر بیگانه نمی تواند به آنجا دست یابد، و در آن شهر قلعه ای بوده است . به نوشتة وی ، خانه های شهر جلوه دار و محصول آن غله و میوة فراوان بوده است .

در جنبش سربداران (737ـ766) مدتی بسطام ، فرهادجرد/ فرهادگرد، نیشابور و سبزوار به دست آنان افتاد (اسفزاری ، ج 2، ص 378ـ379). احتمالاً در این دوره جاجرم هم که بر سر راه بسطام قرار داشت به دست آنان افتاده بود. پیش از 778، علی مؤید سبزواری از سربداران ، در سبزوار خروج کرده بر بعضی ممالک خراسان (ظاهراً جاجرم هم ) مستولی گشت ، چنانکه از بسطام تا فرهادجرد و جام را در تصرف آورد و اظهار مذهب شیعه کرد و به نام خود سکه زد و خطبه خواند (همان ، ج 2، ص 29ـ30، 378).

در 778 به لحاظ مغشوش بودن اوضاع اقتصادی ـ اجتماعی خراسان ، بر اثر سقوط سربداران ، درویش رکن الدین نامی از فارس با سیصد سوار از سوی شاه شجاع به خراسان آمد و جاجرم و بحرآباد (در ح 84 کیلومتری شمال غربی سبزوار) را فتح کرد (همان ، ج 2، ص 33). در 802 در حملة تیمور به ایران ، تیمور به شاهرخ ، که در هرات به سر می برد، دستور داد تا به آذربایجان حمله کند. شاهرخ با سپاهی به سوی بسطام و دامغان رفت و سپس ، وارد جاجرم شد (شرف الدین علی یزدی ، ج 2، ص 151ـ153). کلاویخو، در 805/1402 در رأس هیئت سه نفری از سوی هانری سوم به دربار تیمور عزیمت کرد و در 807/ 1404 به جاجرم رسید ( رجوع کنید به کلاویخو، ص 20ـ21، 31). به نوشتة کلاویخو (ص 184ـ 185). هنگامی که او در جاجرم بود شهر حصاری نداشت و در پای تپه ای قرار گرفته بود و آب شهر از نهرهایی که کنده شده بود، به شهر آورده می شد. در وسط شهر قلعه ای بود که بر بالای تپه ای مصنوعی قرار داشت . مصالح قلعه از خشت خام بود که در زمستان بر اثر بارش برف و باران ، سیل شهر را فرا گرفته ، نیمی از شهر ویران شده و به قلعه آسیب رسیده بود. در چاپارخانه ها گاهی یکصد و گاهی دویست اسب نگهداری می شد که یامچیها متصدی آن بودند. در 807 جاجرم را شخصی به نام سیدخواجه غارت کرد و گروهی از مردم آنجا را به قتل رساند (خوافی ، ج 3، ص 155). در اوایل قرن نهم ، به نوشتة حافظ ابرو (ج 2، ص 107) ولایت جاجرم با قصبه و قریة جرمق (= گرمه ) و توابع ، جزو ولایت خراسان شمرده می شد. در آستانة بر سر کار آمدن صفویان ، خراسان از لحاظ اقتصادی ـ اجتماعی وضع مناسبی نداشت و صحنة جنگها و لشکرکشیها بود. به نوشتة اسفزاری (ج 2، ص 351ـ352)، مملکت خراسان به سبب آمدوشد لشکرها خراب بود، چنانکه از حدود جاجرم تا سواحل مرغاب زراعت نشده بود. در سال 1000 (سال پنجم جلوس شاه عباس اول ) شهر جاجرم با دیگر بلاد خراسان مانند اسفراین و سبزوار و مزینان به دست ازبکان افتاد و فرمانده آنان حاکمانی در آن شهرها و ولایت گماشت و خود به سوی بلخ رفت (اسکندرمنشی ، ج 2، ص 446).

در سال ششم سلطنتِ شاه عباس اول ، اهالی مزینان شورش کردند و عبدالمؤمن خان ، بهادر ازبک ، را کشتند و سر او را نزد شاه عباس فرستادند. در پی آن حاکمِ ازبکِ جاجرم نیز فرار کرد (همان ، ج 2، ص 453). در سال دوازدهم جلوس شاه عباس اول ، او که برای بیرون راندن ازبکان وارد خراسان شده بود، به جاجرم رفت (همان ، ج 2، ص 565). به نوشتة اعتمادالسلطنه ، طایفة رمضانلو که در زمان نادرشاه به چمن کالپوش در جاجرم کوچانده شده بودند توانستند به سرپرستی کاظم خان ، از متمولان آن طایفه ، مدتی جاجرم را در دست بگیرند. از بناهای ساخته شده در دورة کاظم خان ، قلعه ای در جنوب شهر بیرون از حصار است (1362ـ1363 ش ، ج 1، ص 115).

در دورة قاجار جاجرم ولایتی از خراسان به شمار می آمد و قصبه ای آباد و قلعه ای بزرگ داشت که در وسط شهر واقع بود و پیرامون آن بستانها و مزارع قرار گرفته بود و چهارصد خانوار داشت ( رجوع کنید به هدایت ، ص 290).

کرزن (ج 1، ص 259) نیز از جادة جاجرم ـ بجنورد ـ قوچان نام برده که راهی به سوی خراسان بوده است . در 1283، ناصرالدین شاه برای زیارت مشهد و نیز هنگام بازگشت ، یک روز در شهر جاجرم اقامت گزید (اعتمادالسلطنه ، 1367ـ 1368 ش ، ج 4، ص 1892ـ1893؛ قس حکیم الممالک ، ص 371 به بعد). در 1301 اعتمادالسلطنه (1362ـ1363 ش ، ج 1، ص 114ـ 118) نوشته است که جاجرم قصبه ای معتبر بود با قلعه و برجها و باغهای فراوان . حصار شهر مدور و دارای سی برج بودکه هر یک از دیگری سی ذرع فاصله داشت . او نیز از قلعة آن (نارین قلعه ) یاد کرده که بر روی تل مصنوعی بنا شده بود و چهار برج داشت و محیط آن 350 ذرع و به دور آن خندقی به عرض چهار ذرع حفر شده بود. شهر، هفت محله و یک کاروانسرای معتبر و چند مسجد داشت . مسجد جامع آن بسیار قدیمی بود و تاریخ 77 در آن به چشم می خورد که به احتمال قریب به یقین باید سال 577 باشد. اعتمادالسلطنه همچنین از بادهای جنوب به شمال جاجرم که از کویر می وزد و پل ابریشم واقع در جنوب شرقی جاجرم سخن گفته است .

ظاهراً در اواخر دورة ناصرالدین شاه (حک : 1264ـ1313) جمعیت شهر به پانصد خانوار می رسید ( رجوع کنید به ییت ، ص 360). در دورة قاجار، جاجرم از لحاظ تقسیمات کشوری ـ سیاسی اغلب دستخوش تغییرات بود. بنا بر مطالب مطلع الشمس (ج 1، ص 119، حاشیه ) جاجرم زمانی جزو بسطام و گاهی جزو استرآباد و در دورة فتحعلی شاه جزو ولایت شاهرود و بسطام شمرده می شد و هنگام آمدن محمدشاه به کالپوش ، جاجرم جزو ناحیة نَردین گردید و حکومت آن به محمد حسنخان نردینی سپرده شد. در سفر اول ناصرالدین شاه به خراسان ، جاجرم دوباره جزو حکومت بجنورد شد. گرچه گاهی از بجنورد مجزا می شد، سرانجام جزو بجنورد به شمار می آمد. در 1309 ش ، راه بجنورد ـ گنبدقابوس (گنبد کاووس ) تسطیح و در فصل تابستان برای عبور اتومبیل مناسب شد. این راه جدیدی بود که مشهد را از طریق قوچان به بجنورد و گنبدقابوس و بندرشاه (بندر ترکمن ) و ساری ، و از راه فیروزکوه به تهران پیوند می داد (کیهان ، ج 3، ص 446) ظاهراً چند سال پیش از آن هم (از 1309) احداث جادة شوسة تهران ـ شاهرود ـ نیشابور به پایان رسیده بود ( رجوع کنید به     همانجا). بدین طریق جاجرم اهمیت خود را که بیش از هزار سال به سبب قرار گرفتن در مسیر خراسان داشت از دست داد.

منابع : معین الدین محمد اسفزاری ، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ، چاپ محمدکاظم امام ، تهران 1338ـ1339 ش ؛ اسکندرمنشی ، اطلس راههای ایران ، تهران : گیتاشناسی ، 1374 ش ؛ محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران 1367ـ 1368 ش ؛ همو، مطلع الشمس ، چاپ سنگی تهران 1301ـ13، چاپ تیمور برهان لیمودهی ، چاپ افست تهران 1362ـ1363 ش ؛ ایران . قانون تقسیمات کشوری آبان 1316، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب 16 آبان ماه 1316 ، چاپ دوم ، تهران ] بی تا. [ ؛ ایران . قوانین و احکام ، مجموعة قوانین سال 1316 ، تهران روزنامة رسمی کشور شاهنشاهی ایران ، ] بی تا. [ ؛ همو، مجموعة قوانین سال 1376 ، تهران : روزنامة رسمی کشور، 1377 ش ؛ همو، مجموعة قوانین و مقررات مربوط به وزارت کشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال 1369 ، تهران 1370 ش ؛ ایران . وزارت کشور، تقسیمات کشور

شاهنشاهی ایران ، تهران 1355 ش ؛ ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، کتاب جغرافیا و اسامی دهات کشور ، ج 3، تهران 1331 ش ؛ ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی . دفتر تقسیمات کشوری ، نشریة اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراکز )، تهران 1382 ش الف ؛ همو، نشریة تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شمارة مصوبات آن ، تهران 1382 ش ب ؛ بلاذری (بیروت )؛ علی بن زید بیهقی ، کتاب تاریخ بیهق ، چاپ کلیم اللّه حسینی ، حیدرآباد 1388/ 1968؛ عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ، تهران 1368ـ 1379 ش ؛ عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، تاریخ حافظ ابرو ، ج 2: بخش جغرافیای خراسان ، چاپ کرافولسکی ، ویسبادن 1982؛ حدودالعالم ؛ علینقی بن اسماعیل حکیم الممالک ، روزنامة سفر خراسان ، تهران 1356 ش ؛ حمداللّه مستوفی ، نزهة القلوب ؛ احمدبن محمد خوافی ، مجمل فصیحی ، چاپ محمود فرخ ، مشهد 1339ـ1341 ش ؛ رشیدالدین فضل اللّه ؛ روزنامة رسمی جمهوری اسلامی ایران ، ش 17268، 25 خرداد 1383؛ سازمان برنامه و بودجة استان خراسان ، معاونت هماهنگی و برنامه ریزی ، آمارنامة استان خراسان 1376 ، مشهد 1377 ش ؛ سمعانی ؛ شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران 1336 ش ؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ،

ج 10ـ 18: قزل آروات ـ کوه کورخود ، تهران : ادارة جغرافیائی ارتش ، 1366 ش ، ج 30، 40، 41: میامی ، ترود، باغستان ، تهران : ادارة جغرافیائی ارتش ، 1367 ش ؛ جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش ؛ روی گونثالث د کلاویخو، سفرنامة کلاویخو ، ترجمة مسعود رجب نیا، تهران 1344 ش ؛ مسعود کیهان ، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران 1310ـ 1311 ش ؛ مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375: شناسنامة آبادیهای کشور، استان خراسان ، شهرستان بجنورد ، تهران 1376 ش الف ؛ همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران 1376 ش ب ؛ مقدسی ؛ نقشة تقسیمات کشوری ایران ، مقیاس 000 ، 500 ، 2:1، تهران : گیتاشناسی ، 1377 ش ؛ رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، کتاب فرهنگ انجمن آرای ناصری ، چاپ سنگی تهران 1288، چاپ افست تهران ] بی تا. [ ؛ یاقوت حموی ؛ چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران 1365 ش .

 


  
  

معرفی شهدا از این به بعد در این وبلاگ


91/8/4::: 11:31 ع
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ بسمه تعالی، وب سایت خوبی و اطلاعات جامعی داری خیلی خوشم آمد ، پیش پیش عید باستانی را تبریک می گویم ، دوست عزیر اگر فرصت کردی به وب سایت ( به روز جاجرم) (( جاجرم شهری است در خراسان شمالی )) سری بزن و اطلاعات خود را با اطلاعات و داده های همدیگر زیبا تر کنیم . دوستدار شما حاج قاسم ضمنا شماره تماس من 09194977732 است. در صورت دوست داشتن من را در لینک خود قرار بده-
کد تاریخ قمری ، شمسی و میلادی به همراه مناسبت

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ